خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز جور یار و گردون دل غمین استکه نه آن مهربان با من نه این است
۲
به هر دستی ز بیدادت گریبانبه هر چشمی ز جورت آستین است
۳
ز مستی آنچه معلومم شد این بودکه گر عیشی به عالم هست این است
۴
ز زخم دل توان دانست کان رابت ابرو کمانی در کمین است
صفحهٔ ۱ از ۲