خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نئی از قید جان و تن خلاصنیست ممکن وصل او در بزم خلاص
۲
زنگ از آیینهٔ دل بر ز عشقز آتش آری زر زغش یابد خلاص
۳
شامل است الطاف عامش بر عوامکامل است اشفاق خاصش بر خواص
۴
بهر قتلم ساعد او رنجه شدبیش از این خون مرا نبود قصاص
صفحهٔ ۱ از ۲