شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در عشق چو باید که به ناچار بمیرماز جور تو به کزغم اغیار بمیرم
۲
هر شب دهیم وعده ی دیدار که تا صبحصد بار شوم زنده و صد بار بمیرم
۳
گیرم به نگاهی ز تو صد حسرتم افزوددیگر بسرم بگذر و بگذار بمیرم
۴
امشب که بدیدار توام زنده چو شمع آهدانم که شود صبح پدیدار بمیرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth