شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بندد دل ار چنین خم مشکین کمند اوای صید دل مجوی خلاصی ز بند او
۲
اندیشه‌ای ز چشم بدش نیست زانکه هستدایم ز خال چهره بر آتش سپند او
۳
اول به کشور دل من تاخت هر که کردجولان به جلوه‌گاه نکوئی سمند او
۴
گر زاهد آنچه گویدم از روی صدق هستدر من چرا اثر نکند هیچ پند او
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth