خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۳۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با رقیب ای سست پیمان نرد الفت باختیتا مرا در ششدر رشک رقیب انداختی
۲
سوختی از آتش غیرت دل عشاق راساختی با غیر و کار عاشقان را ساختی
۳
تا که را خواهی هلاک از درد رشک من که توبی سبب در بزم وصل امشب مرا بنواختی
۴
قدر سرو و گل شکستی تا تو در بستان حسنرخ چو گل افروختی قامت چو سرو افراختی
صفحهٔ ۱ از ۳