خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۳۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای در درون سینه ز مهرت دفینهاینگذاشت طرّهٔ تو دلی را به سینهای
۲
مهرم فزوده کین تو کین تو مهر منحیرانم آن چه مهر بود این چه کینهای
۳
در بحر عشق ای که تو را میل ساحل استزین لجه کی رسید به ساحل سفینهای
۴
در گوش من سرود مغنی خوشست لیکبا آن غنا که خواست ز خلق فتینهای
صفحهٔ ۱ از ۲