شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲ - جشن و آتش بازی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه شد که چرخ جفا پیشه کرد میل وفاهزار گونه اساس نشاط کرده به پا
۲
سپهر محفل عیشی به دهر چیده کز آنشده است بزم جهان رشک جنت الماوا
۳
هزار دست ضیا دارد از هزاران شمعکف کلیم ضیا داشت گر زیک بیضا
۴
به جسم مرده دلان مطرب آورد صد روحاگر مسیح زیک روح مرده کرد احیا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth