شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۱۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هست روز واپسینم حسرت اینکافتدم بر وی نگاه واپسین
۲
باشدم تا دامنش ناید به دستبر گریبان دست و بر چشم آستین
۳
گر نباشد مانع آب دیده امعالمی سوزد به آه آتشین
۴
آفریده است ایزدش از جان پاککآفرین بر جانش از جان آفرین
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth