شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۱۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبحگاهان حله ی سیمین به تن بست آسمانگوی زرینی به چاک پیرهن بست آسمان
۲
از تباشیر سحر بهر حنوط صبحگاهلاله ی حمرا به دور نسترن بست آسمان
۳
اشک شد وزفرقت خورشید از چشمش چکیدهر چه بر تن رشته ی درّ عدن بست آسمان
۴
یوسفش از چاه مغرب چون بر آمد از سرشکدیدگان چون ساکن بیت الحزن بست آسمان
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth