خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۲۱
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
که گوید از من آزرده دل با بی وفا یاری؟که نه کس جز فنون بی وفائی کرد ارشادش
۲
که ای بی مهر اکنون خسته جانی را که میخواهیمدام از هجر خود آزرده نه از وصل خود شادش
۳
ز آزارت به گردون می رسد پیوسته افغانشز بیدادت به کیوان می رسد هموار فریادش
۴
هم از آلام هجران جام عشرت گشته پر خونشهم از اسقام حرمان خاک هستی رفته بر بادش
صفحهٔ ۱ از ۲