خلوتی با عمعق بخاری
شمارهٔ ۱۶ - قصیده ناتمام در مدح الب ارسلان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به گردون برین بر شد، ز فخر این ملکت ایرانکه گسترد از برش سایه خجسته رایت سلطان
۲
اگر ویران شد این ایران ز جور ترکمانان بدز عدل شاه نیکاختر به ساعت گردد آبادان
۳
خداوند جهان، الب ارسلان، سلطان دینپرورکه با عدلش نماند جور یکسر عدل نوشروان
۴
خداوندی، که در سود و زیان خشنودی و خشمشیکی لهویست بیاَندُه، یکی دردیست بیدرمان
صفحهٔ ۱ از ۳