شعر را زندگی کن
خلوتی با عمعق بخاری

شمارهٔ ۳

مقطعات و اشعار پراکنده

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن نه زلفست آنکه او برعارض رخشان نهادصورت ظلمست کو بر عدل نوشروان نهاد
۲
توبه و سوگند ما را تاب از هم باز کردزلف را تا تاب داد و بر رخ رخشان نهاد
۳
بوسه گر بر سنگ بدهد سنگ گردد چون شکریا رب، این چندین حلاوت بر لبی نتوان نهاد!
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth