خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوشتربلی گنج نهانی را نباشد پاسبان خوشتر
۲
به طاعت کن ز پیری میل در عهد شباب افزونکه خوش باشد ز پیران پارسایی وز جوان خوشتر
۳
دهم جان و وفا را مشتری گردم به صد منتکه کالای وفا با شد برم از نقد جان خوشتر
۴
در آن گلشن که با گلبنش سرکش گر از غیرتبرآرد عندلیب خسته از خار آشیان خوشتر
صفحهٔ ۱ از ۱