شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۱ - در مدح امام والمتقین و یعسوب الدین امیرالمؤمنین گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا تو رفتی چون خدنگم از برای زیباصنمسرنهادم چون کمان حلقه بر زانوی غم
۲
آن سیه روزم که در شبهای هجران همچو شمعمی فشانم مشت خاکستر بسر تا صبحدم
۳
دل بمرغان چمن نگذاشت از بس ناله کردناتوان صید دلم در جنگل شهباز غم
۴
من باین حال و تو بی پروا نمی پرسی چرامی کشی از سینه آه دردناکی دمدم
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth