شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۸

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که ساغر چشم مخمورش ز خون دل گرفترنگ خون مژگان او چون خنجر قاتل گرفت
۲
خوشدلی در طالع من نیست گویا روزگاردر سرشتم آب از چشم تری در گل گرفت
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth