خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش است حسن تو تا دل ز یار بستاندچو دل ستد ز دل و جان قرار بستاند
۲
تویی و عشوه آن روی چون بهار که اوخراج نیکوی از نوبهار بستاند
۳
غمت به هر دو جهان چون دهم که سود نبردکسی که گل بدهد نوک خار بستاند
۴
مگر ز من گله کردی که نستدم ز تو جاناگر تو نستدهای انتظار بستاند
صفحهٔ ۱ از ۲