خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۱
شکوائیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاشکی از همدمی روزی خبر بودی مراتا فلک با آن جلالت پی سپر بودی مرا
۲
دوستی محرم مرا از ملک عالم آرزوستکاشکی بودی که این ملک دگر بودی مرا
۳
دوستان رفتند و در دیده خیال جمله ماندگر نرفتندی چه باک از خشک و تر بودی مرا؟
۴
گر نه دیدار عزیزان رفته بودی از نظرهر زمان در کار شادی یک نظر بودی مرا
صفحهٔ ۱ از ۳