خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۱۶
شکوائیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک ذره مهر در ایام مانده نیستیک قطره آب در رخ اجرام مانده نیست
۲
تا جام روزگار پر زا خون خلق شدکس را شراب خوش مزه در جام مانده نیست
۳
گلگونه موافقت و تاب عافیتدر روی دهر و طره ایام مانده نیست
۴
جستم ز خاک صورت راحت زمانه گفتمرغی طلب مکن که درین دام مانده نیست
صفحهٔ ۱ از ۳