خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۲۰
شکوائیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کو ز نژاد آدم افتادشادی به نصیب او کم افتاد
۲
بنمای دلی که او درین دوراز صدمه غم مسلم افتاد
۳
زخمی که زمانه بر دلم زدافزون ز هزار مرهم افتاد
۴
چون خوش بود ای عجب دل آنک؟در یک سالش دو ماتم افتاد
صفحهٔ ۱ از ۳