خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۲۳
شکوائیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دریغا کان همه شایسته یاران رفته اندوان ستوده دوستان و دوستداران رفته اند
۲
گرچه غم بد پیش ازین با غمگساران سهل بوداین زمان غم شد فزون کان غمگساران رفته اند
۳
هست دوری کز ظریفان هیچ کس نامد پدیدوین عجب تر کز میانه صد هزاران رفته اند
۴
باده خوردن لذتی با خود ندارد بعد ازینکان حریفان ظریف باده خواران رفته اند
صفحهٔ ۱ از ۳