خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۳۸
شکوائیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر به عالم درد فرقت را همی درمان بدیآنچه دشوارست بر ما از فراق آسان بدی
۲
بیشتر دلها تواند خورد اندوه فراقراحتی بودی اگر دلها همه یکسان بدی
۳
ور نبودی تلخی فرقت پس از روز وصالآدمی اندر وصال دوستان سلطان بدی
۴
در جهان کس نیست کو داغی ندارد از فراقکاج فرقت را هزاران داغ دل بر جان بدی
صفحهٔ ۱ از ۴