خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۴۷
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمس یکدست که از دست من و زخم بدمهر شبی تا به سحر روی به خون میشوید
۲
رقعه را دیدم و دانست و یقین گشت مراکه رخ از اشک به خون مژه چون میشوید
۳
گر نجس بود سخنهاش در آن رقعه رواستکه بدان دست نوشتهست که کون میشوید
صفحهٔ ۱ از ۱