خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۷۱
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صدر بکن هر چه توانی ز تغافلتا روز خود از وعده تو می شمرم من
۲
باشد که ادب گیرم و جایی ننشینمچون سیلی مطل تو فراوان بخورم من
۳
از شعر و تقاضا دل و مغزم به خلل شددر وعده بی مغز تو تا کی نگرم من؟
۴
در کیسه ندارم درم قلب و گر نیخود را به خود از غصه تو باز خرم من
صفحهٔ ۱ از ۲