خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۸
ملمعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هات المدام فنار السکر قد سکنتوالروح من طرفک الغناج قد فتنت
۲
بیاور ای دل من تنگ گشته چون دهنتاز آن میی که چو عیش من است و چون سخنت
۳
ما ذا علیک ادام الله لیلتنالو ان سرت بعد ما حزنت
۴
مریز خون من ای شوخ تا نگیرد سختشه زمانه قزل ارسلان به خون منت
صفحهٔ ۱ از ۱