شعر را زندگی کن
خلوتی با فلکی شروانی

شمارهٔ ۸ - قصیده در مدح شروانشاه منوچهر بن فریدون

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز طرب رخ نمود روزه به پایان رسیدرایت سلطان عید بر سر میدان رسید
۲
خسرو شب سجده برد بر در سلطان روزدوش ز درگاه او پشت به خم زآن رسید
۳
بود به میدان عید پیکر خورشید گویزآن به شب عید ماه چون سر چوگان رسید
۴
حلقه سیمین نمود چرخ ز مه چون شهابنیزه زرین به دست از پی جولان رسید
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth