خلوتی با فلکی شروانی
شمارهٔ ۲۳ - در مدح منوچهر شروانشاه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش چو کرد آسمان افسر زر ز سر یلهساخت ز ماه و اختران یاره و عقد و مرسله
۲
شکل فلک خراس شد مهر چو دانه آس شدعقده راس داس شد از پی کشت سنبله
۳
طرف جبین نموده ماه از طرف بساط شاهآمده با قبول و جاه از قبل مقابله
۴
از پی تیر آسمان ساخته ماه نو کمانتا ز کمان به بدگمان همچو یلان کند یله
صفحهٔ ۱ از ۹