خلوتی با فلکی شروانی
شمارهٔ ۳۲ - قصیده
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه مهر من طلبی نه سر وفا داریچو دوستدار توأم دشمنم چرا داری
۲
به دست مهر تو جانم اسیر شد، شایدبه بند هجر دلم چند مبتلا داری
۳
به غمزه خون دلم ریختی روا باشدبه بوسه وجه چنان چند خونبها داری
۴
مرا ندیده کنی چون گذر کنی بر منتو را نگویم و دانم که سر کجا داری
صفحهٔ ۱ از ۷