شعر را زندگی کن
خلوتی با فلکی شروانی

شمارهٔ ۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هجر تو یکباره زبونم گرفتدرد تو ز اندازه برونم گرفت
۲
آن ستمی کز تو کشیدم چه بودآن غم دل بین که کنونم گرفت
۳
هست غمت بر دل من تیر هجرصعب زد و سخت زبونم گرفت
۴
دوش خیال تو به خواب اندروندید که تیمار تو چونم گرفت
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth