خلوتی با فلکی شروانی
شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا به جز غم تو دلم را هوس مبادجز تو کسم ز جور تو فریادرس مباد
۲
هر جا که آیم و روم از ناز ساز وصلجز لشکر فراق توام پیش و پس مباد
۳
اکنون که نیست همدم دردم وصال توجز محنت فراق توام همنفس مباد
۴
گفتی که تا ز نزد تو دورم چگونهایدور از تو آنچنان که منم هیچکس مباد
صفحهٔ ۱ از ۲