خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۴ - در مدح ابومنصور
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارد آن وشی رخ و وشی برو وشی سلبرادگاه غمزه چشم و زفت گاه بوسه لب
۲
لؤلؤ لالا شرا از لاله نعمان صدفلاله نعمانش را از عنبر سارا سلب
۳
چشم او مخمور و من خوردم بجام مهر میزلف او لرزان و من دارم ز داغ هجر تب
۴
زلف شبرنگش مرا ناهید بنماید بروزروی رخشانش مرا خورشید بنماید بشب
صفحهٔ ۱ از ۶