خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۴۲ - در مدح ابوالمعمر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باد نوروزی همی بر گل بدرد پیرهنلاله را کرد ابر آزاری پر از لؤلؤ دهن
۲
لاله گویی از سرشگ ابر دارد مرسلهابر بر چرخ از سواد لاله دارد پیرهن
۳
بوستان چون بزمگاه و سرو بن چون نیستانشاخ گل چون میگسار و فاخته چون رود زن
۴
بر چمن بارد ستاره هر سحرگه از فلکبر فلک تازد شکوفه هر شبانگه از چمن
صفحهٔ ۱ از ۷