خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۶۶ - در مدح ابومنصور وهسودان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نگار من دو زلف خویش بسپارد بمنمشگ سایم من بکیل و غالیه سایم بمن
۲
جان من دائم دژم باشد بسان چشم اوزلف او دائم بخم باشد بسان پشت من
۳
سنبلست آن زلف و یا زان گرد سنبل سنبلهانجمست آن روی و در گل گرد کرده انجمن
۴
لاله چون رویش نروید هرگز اندر بوستانسرو چون بالای او هرگز نباشد در چمن
صفحهٔ ۱ از ۸