شعر را زندگی کن
خلوتی با قطران تبریزی

شمارهٔ ۱۹۲ - در مدح ابونصر مملان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ترا کرده خدا بر ملکان بار خدایشکر بادا که ترا داد بما باز خدای
۲
جان و دل باز نیامد بتن خسته ماتا ترا باز نیاورد جهاندار بجای
۳
چو شبانی تو و ما چون رمه و فتنه چو گرگبی شبان گرگ بود در رمه ها بره ربای
۴
تنگ بد گیتی از درد تو بر مردم شهرتیره بد خورشید از هجر تو بر بام و سرای
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth