شعر را زندگی کن
خلوتی با قطران تبریزی

شمارهٔ ۱۹۶ - در مدح ابونصر محمد

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای نگاری که ز دل کفر و ز رخ دین آریدل من بردی و کردی رخ من دیناری
۲
چشم تو دین برباید رخ تو باز دهدچه بلائی تو که هم دین بر و هم دین آری
۳
گل با خار بود نرگس بی خار بودچون توئی نرگس پر خار و گل بی خاری
۴
بستردی این دل پر رنگ ز زنگار بلاغم آن عارض چون رنگ خط زنگاری
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth