خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۸۹
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگه که من به زلف وی اندر نگه کنمشادی و خرمی ز دل خویش برکنم
۲
گردد روان سرشکم و گردد تپان دلمگردد نژند جانم و گردد نوان تنم
۳
هرگه که دست بر شکن زلف او برمبر خویشتن ز حسرت و تیمار بشکنم
۴
گاهش به روی برنهم و گه به دیدگانگاهش هزار بوسه به یک موی بر زنم
صفحهٔ ۱ از ۳