شعر را زندگی کن
خلوتی با قطران تبریزی

شمارهٔ ۹۴

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرنگون مانده است جانم زان دو زلف سرنگونلاله گون گشته است چشمم زان دو لعل لاله گون
۲
تا بناگوشش ندیدم مه ندیدم بارورتا زنخدانش ندیدم چه ندیدم سرنگون
۳
از دهانش خیره ماندم من که چون گوید سخناز میانش خیره ماندم من که چون ناید برون
۴
روزگرا از چشم بد دارد نگه او را که هستگرد رخسارش بخط جادوئی عمد افسون
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth