خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۲۴
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شادی ز دلم دور شد و خواب ز دیدهتا من نیم آن روی دلارام تو دیده
۲
گر تو به تن و جان و دل و دیده نیائیسوی تو فرستم دل و جان و تن و دیده
۳
از من به جز آواز و حدیث ایچ نمانده استتا من نیم آواز و حدیث تو شنیده
۴
تا بی سببی خویشتن از من بکشیدیگشتم ز غم حجر تو چون زر کشیده
صفحهٔ ۱ از ۲