خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۸ - مدح خواجه امام صفی الدین اصفهانی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی تو روح به خوبی و دیگران همه قالببساط حسن تو بوسد چو بر گشاد بقا، لب
۲
ردای نور سیه کرد ماه سبز عمامهچو پیش عارض خورشید درکشی تتق شب
۳
هزار دیده به ره بر نهادهاند به مجمرز صحن گلشن مینا مقدسان مقرب
۴
که تا به تحفه کی آرد نسیم باد سحرگهبه جان خرید بخوری از آن دو زلف مطیب
صفحهٔ ۱ از ۱۰