خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۲۲ - مدح سلطان طغرل بن ارسلان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خسروا، ملک تو را، عرض جهان نتوان گرفتپیش قدرت باد اوج آسمان نتوان گرفت
۲
جز سپهر بی نشان کز داغ کوکب فارغ استبر سحاب دامن جاهت نشان نتوان گرفت
۳
بر جهان سلطانی و سلطان توئی از روی عقلچون تو سلطان را بجز سلطان نشان نتوان گرفت
۴
نزدش از دریا و کان با هر دو آرند اعترافاعترافی حق که ایرادی بر آن نتوان گرفت
صفحهٔ ۱ از ۷