خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۳۷ - مدح خواجه جمال الدین خجندی از رؤسای شافعیه اصفهان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در این دو پهنه که میدان ادهم است و سمندخیال همچو توئی در نیاورد بکمند
۲
لطیفه ایست نهادت ز شهر بیرنگیچه جای عرصه جولان ادهم است و سمند
۳
در آن جهان که جلال تو آشیان بنهادغراب شام، چو سیمرغ صبح پر بفکند
۴
محال صرف بود همچو موی بر کف دستدر آستین کمال تو دست حاجتمند
صفحهٔ ۱ از ۸