خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۴۲ - مدح ارسلان بن طغرل
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چیست از احسان که خورشید کرم با من نکردهرچه از احسان تو نامش دانی او، احسن نکرد
۲
از نشیب چاه آزم بر سپهر ماه بردرستم توران گشای این لطف، با بیژن نکرد
۳
آفرین باد، آفرین، بر خسرو مغرب که خصمز آهن تیغش وطن جز در دل آهن نکرد
۴
با زبان ناطق من کرد لطفی کافتابدر بهاران، با زبان ابکم سوسن نکرد
صفحهٔ ۱ از ۴