شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۴۸ - مدح اتابک علاءالدین محمد

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پای دار، ای کوی گردون زخم چوگان در رسیدهم نبردان را خبر کن، مرد میدان در رسید
۲
عشق را گو، دیده مفرش دار، چون دلبر نشستجسم را گو، دست درکش گیر، چون جان در رسید
۳
منبر اسلام را، چون گل مرصع شد کمرزانکه بحری با جهانی دُرّ و مرجان در رسید
۴
شب رو معنی برست از، پیک ماه شب چراغچون شعاع شمع خورشید درخشان در رسید
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth