خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۵۴ - مدح سلطان رکن الدین ارسلان بن طغرل
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون خرقه گشت بر کتف شب ردای قارشد غرق در غلالهٔ زر فرق کوهسار
۲
متواریان پردهٔ غنچه شدند زودگلهای رخگشاده بر این سبزه جویبار
۳
از توتیای شام تهی مانده چشم ماهپر شد ز کیمای ضیا خاک را کنار
۴
بر تاج ارسلانشه تخت افق نشاندگردون چو ماه و پروین صد عقد گوشوار
صفحهٔ ۱ از ۱۴