خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۵۹ - در ذم و قدح اهل نفاق و شکایت از مردم عراق و تخلص در مدح خواجه جمال الدین عثمان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکست دور سپهرم به پایمال ز حیربریخت خون جوانیم غبن عالم پیر
۲
همی نفر نفر آید بلا به ساحت مناز این نفر نفر ای دوستان، نفیر نفیر
۳
چو چرخ بی سر و پایم چو خاک بیدل و زورز خاک دیر نشین و ز چرخ زود مسیر
۴
فلک به تعزیت عمر من در این ماتمقبای ساده مرکز فرو زده است به قیر
صفحهٔ ۱ از ۱۱