شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۶۸ - وصف صبح و مدح سلطان مظفر الدین قزل ارسلان سلجوقی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون کرد دیده بان افق چشم خفته بازمیگفت با سیاهه ظلمت، سپیده راز
۲
دندان نمود صبح شکر خنده گفتمیکز غبغب هلال بخواهد ربود کاز
۳
خاتون حجله بسته چو گل صبح خوش نفسلیکن چو غنچه نیم گشوده نقاب ناز
۴
ماه بهار گرده ز صبح بهار چهرافتاده همچو دلشدگان در تب و گذاز
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth