شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۷۶ - مدح سلطان غیاث الدین

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فارغ شد از محارق کدورت صفای ملکصافی شد از غبار حوادث هوای ملک
۲
دید از سعود تارک کیوان فرود خویشبر هر قدم گهی که بیاسود پای ملک
۳
جائی کزو چو حلقه فلک تیر بر در استگر باورت فتدز من آنجاست جای ملک
۴
کز بهر عشقبازی نصرت ز تیغ و کلکبا خط و غمزه گشت رخ دلگشای ملک
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth