شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۸۶ - فخریه و مدح فخرالدین عربشاه پادشاه کهستان «علاءالدوله»

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز بر اوج سخن تازم و موجی بزنمزانکه چون ابر گرانبار دفین عدنم
۲
گرچه رخشم برمیده است در این پهنه ملکشاه داند که به میدان هنر تهمتنم
۳
چیست در جیب و سر آستی و همت منو سمه ی شام و سپید آب سحرگه نزنم
۴
زُمرُد چرخ مزور شد و دردانه بودتا بایام نمودند عیار سخنم
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth