شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۸۸ - وصف صبح و مدح سلطان مظفرالدین قزل ارسلان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون شب بآفتاب رخ شاه داد جانیک رنگ شد قبای گهر بفت آسمان
۲
آئینه دار صبح برآمد به صیقلیتا رنگ شام، پنبه گرفت از دل جهان
۳
صبح سپید ناصیه چون پنبه ی زدهخیط دو رنگ زه شد و قد افق کمان
۴
مشغول پنبه چرخ و ندانست کافتابفرمود اخترانش بدزدد ز دو کدان
صفحهٔ ۱ از ۱۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth