شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۹۳ - مدح علاءالدوله فخرالدین عربشاه پادشاه کهستان - مطلع چهارم

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش چو برد آفتاب دست به تیغ یمانکرد سحر ترکتاز بر سپه زنگیان
۲
چرخ ربیعی لباس خواست که در سر کشدبافته بود آفتاب چادر زرد خزان
۳
کسوت عباسیان محتسب دیده رابود نهان تا به عطف بر شکن طیلسان
۴
شعبده بازی شده، در پس پرده خیالساخته تمثال ها بوالعجب از شکلشان
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth