شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۱۱۲ - مدح امیر فخرالدین زنگی از امرای سلطان محمد سلجوقی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شها، ز چشمه تیغ تو چرخ نیرنگیبشست دامن دوران بآب یکرنگی
۲
جهان رو به دستان، چه سک بود که کندبعهد تو ز درون خیری و برون رنگی
۳
فلک، حمایل تدویر کهگشان در برملازم است درت را باسم سرهنگی
۴
مگر، ز غیرت هم نامی تو می جنبدکه صبح تیغ کشد در رخ تو شب رنگی
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth